بریتانیا
معنی انگلیسی
Britain
واژههای انگلیسی با این معنی
- uk مخفف: بريتانيا
- british thermal unit واحد گرمايي بريتانيا
- welchman اهل ولز در بريتانيا.
- bwi مخفف: هند غربي بريتانيا
- BBC مخفف: بنگاه سخن پراکني بريتانيا
- kbe مخفف: سردار رسته ي امپراطوري بريتانيا
- Brython عضو قبايل سلت که در بريتانيا زيست ميکردند، بريتون، کسي که به زبان بريتونها تکلم ميکرد
- bank annuities سهام قرضه دولت بريتانيا که کنسول (consols)، هم ناميده شده .
- dbe مخفف: بانو فرمانده رسته ي امپراطوري بريتانيا
- P.B. = parmacopoeia Britannica، فارماکوپه بريتانيا.
- B.R.S. = British Roentgen Society، انجمن پرتونگاري (رونتگن) بريتانيا
- brucsels treaty organization سازمان پيمان بروکسل، پيمان دفاعي منعقده بين بلژيک و بريتانيا، و فرانسه و هلند و لوکزامبورگ در 1948
- Briton انگليس، اهل انگلستان، اهل بريتانيا
- colombo plan طرح کلمبو، طرح ايجاد شده به وسيله وزيران خارجه، ملتهاي مشترک المنافع بريتانيا در سال
- balfour declaration اعلاميه بالفور، منظور نامه اي است که آرتور جيمز بالفور، وزير خارجه بريتانيا به سال 1917 براي لر
- kingdom پادشاهي، سلطنت، قلمرو يک پادشاه
- dumbarton oaks conference کنفرانس "دومبارتون اکس "، کنفرانس منعقده در ساختمان دومبارتون اکس، واقع در واشنگتن به سال 1944 که طي آن
- B.P. علامت اختصاري جملات زير است :، فشار خون blood pressure، نقطه جوش boiling point