بساط معنی انگلیسی apparatus equipment gear layout paraphernalia tool واژههای انگلیسی با این معنی bookstall بساط کتاب فروشي garden-party بساط تفريح درباغ، گاردن پارتي stallage پولي که بابت بساط چيدن بدهند، کرايه غرقه يا دکانچه lay out طرح، ترتيب، بساط counter پيشخوان، پيش تخته، بساط armamentarium کليه ي وسايل و تجهيزات لازم، افزارگان، بساط set out اغاز، شروع، وهله set-out آغاز، وهله، نمايش shopboard ميز کار، کارگاه، پيشخوان layout طرح، نمايه، نقشه اوليه