بسته بندی
معنی انگلیسی
packing
واژههای انگلیسی با این معنی
- packing note فهرست بسته بندي، گواهي بسته بندي
- packing list فهرست بسته بندي، صورت بسته بندي
- packaging cost هزينه بسته بندي
- trade pack بسته بندي تجاري
- pre-packing بسته بندي از قبل
- export packing بسته بندي صادراتي
- packingplant محل بسته بندي اجناس، کارخانه کنسرو سازي.
- packinghouse کارخانه ي بسته بندي، آکندگاه
- repackage از نو بسته بندي کردن، بهتر بسته بندي کردن
- expendable packing بسته بندي يکبار مصرف
- prepackage از پيش بسته بندي کردن
- contents note فهرست محتواي بسته بندي
- locker paper کاغذ بسته بندي اغذيه .
- gift wrap (هديه اي را) بسته بندي کردن، در کاغذ بسته بندي روبان دار پيچيدن.
- case marks علامتهاي روي جعبه يا بسته بندي
- slated items مواد سوختي قوال و بسته بندي شده، مواد سوختي يک جا و در بسته
- bin storage space فضاي انبار قطعات بسته بندي نشده، فضاي انبار قطعات روباز
- shipping marks علامتهاي روي بسته بندي (جهت حمل)
- meatpacking کشتار دامها و بسته بندي گوشت آنها، بسته بندي گوشت
- unitized load بار بسته بندي شده يا بار دست چين شده، بار تقسيم بندي شده
- kraft کاغذ محکم قهوه اي رنگ مخصوص بسته بندي.
- bin storage انبار کردن قطعات بسته بندي نشده در قفسه، انبار قطعات روباز
- tagboard مقواي محکم بسته بندي وبرچسب زني وغيره .
- palletized پالت بندي شده، بسته بندي شده