بعد از
معنی انگلیسی
after beyond following past subsequent
واژههای انگلیسی با این معنی
- midnoon بعد از ظهر
- postwar بعد از جنگ.
- post flight بعد از پرواز، بعد از خاتمه پرواز هواپيما
- afternoons هر بعد از ظهر، اغلب بعد از ظهرها
- post juvenal بعد از جواني.
- postgraduate بعد از ليسانس
- rope yarn sunday بعد از ظهر آزاد، بعد از ظهر روز تعطيل (دريايي)
- post strike بعد از اجراي تک، بعد از تک هوايي
- postseason بعد از پايان فصل
- after-sales service خدمات بعد از فروش، خدماتي که فروشنده، بعداز فروش کالا به مشتري خود ارائه مينمايد
- afterwinds باد بعد از انفجار، باد مخالف جهت انفجار اتمي
- supertonic نت بعد از کليد نت، دومين اهنگ ميزان.
- afterflight inspection بازديد بعد از پرواز
- graduate education آموزش بعد از ليسانس
- post hostilities بعد از خاتمه درگيريها، بعد از خاتمه مخاصمات
- graduate student دانشجوي بعد از ليسانس
- postdiluvian وابسته به بعد از طوفان، بعد از طوفان نوح.
- post attack بعد از اجراي حمله يا تک، وقايع بعد از اجراي حمله
- post communion دعاي بعد از عشاء رباني.
- postnuptial وابسته به بعد از عروسي.
- afterburning عمليات بعد از احتراق سوخت
- dock trials آزمايشهاي بعد از تعمير ناو، آزمايش قبل از دريانوردي
- postconsonantal بلافاصله بعد از حرف بيصدا.
- merienda غذاي سبک بعد از ظهر يا سرشب، عصرانه