بلعیدن معنی انگلیسی bolt consume devour engorge gobble gulp ingest swallow wolf واژههای انگلیسی با این معنی engorge حريصانه خوردن، بلعيدن، تپاندن ingurgitate غورت دادن، بلعيدن، فرا گرفتن devour خوردن، دويدن وخوردن، بلعيدن gulf خليج، ورطه، فاصله