بلوغ معنی انگلیسی rite of passage adolescence manhood maturity puberty pubescence واژههای انگلیسی با این معنی puberty بلوغ، رسيدگي، سال بلوغ pubescence بلوغ، بالغ شدگي، رسيدن به سن بلوغ adultness بلوغ، رسيدگي، رشد pubetry بلوغ adult age سن بلوغ mental maturity بلوغ ذهني sexual maturity بلوغ جنسي pubertas praecox بلوغ زودرس emotional maturity بلوغ هيجاني economic maturity بلوغ اقتصادي، کمال اقتصادي social maturity بلوغ اجتماعي drive to maturity حرکت بسوي بلوغ، جهش بسوي کمال، چهارمين مرحله رشد در نظريه روستو (مراحل puberal وابسته به بلوغ. grow up به سن بلوغ رسيدن prepuberty دوره قبل از بلوغ. subdeb دختر نزديک به بلوغ، در سنين بيش از بلوغ، وابسته به اين دوران prebubertal وابسته بدوره قبل از بلوغ. prepuberal وابسته بدوره قبل از بلوغ. preadolescent شخصيکه هنوز به بلوغ نرسيده . gonogenesis کمال و بلوغ سلول نطفه يا جرثومه . ripeness رسيدگي، بلوغ، جا افتادگي nubility آمادگي براي عروسي، بلوغ full age سن رشد، بلوغ maturity رسيدگي، بلوغ رشد، کمال