بلژیک
معنی انگلیسی
Belgium
واژههای انگلیسی با این معنی
- Belgium بلژيک
- belg مخفف: بلژيک
- baudouin بودوئن پادشاه بلژيک
- Brussels بروکسل پايتخت بلژيک
- Ghent شهر گنت در شمال غربي بلژيک
- Antwerp شهر آنور در شمال کشور بلژيک
- Benelux همبستگي اقتصادي کشورهاي هلند و بلژيک و، لوکزامبورگ
- Belgic بلژيکي، وابسته به بلژيک، وابسته به بخش پايين تر از سطح دريا در هلند و
- kongolese کونگويي، اهل کونگوي بلژيک
- leopold اسم خاص مذکر، نام چند تن از شاهان بلژيک
- beghard عضو يکي از انجمنهاي اخوت در آلمان، هلند و بلژيک در قرن سيزدهم ميلادي
- brucsels treaty organization سازمان پيمان بروکسل، پيمان دفاعي منعقده بين بلژيک و بريتانيا، و فرانسه و هلند و لوکزامبورگ در 1948
- western European union اتحاديه اروپاي غربي، اتحاديه متشکل از انگلستان، بلژيک
- E-c-s-c European coal & steel commission، جامعه ذغالسنگ و فولاد اروپا، سازمان متشکل از نمايندگان بلژيک
- tour de france مسابقه تور دو فرانس بمسافت 4000 کيلومتر، در 21 روز که دوچرخه سواران از کشورهاي، فرانسه بلژيک اسپانيا ايتاليا آلمان و
- locarno treaty پيمان لوکارنو، پيمان منعقد بين آلمان، انگلستان