بلیط
معنی انگلیسی
pass tariff
واژههای انگلیسی با این معنی
- elder hard سر بليط
- booking-clerk بليط فروش
- return ticket بليط دوسره
- season ticket بليط فصلي.
- tkt مخفف: بليط
- trip ticket بليط مسافرت، برگه اجازه مسافرت
- booking-office محل فروش بليط، محل ثبت نام مسافر يا کالا
- ticket-punch بليط سوراخ کن
- ticket-office جايگاه فروش بليط
- double-header تماشاي دو بازي با يک بليط
- box office گيشه فروش بليط وروديه نمايش، باجه بليط فروشي.
- sell out تاتري که تمام بليط هايش بفروش رفته، يکجا فروختن، خيانت کردن.
- commutation ticket بليط با تخفيف (دوسره وبامدت معين).
- overbook بيش از ظرفيت بليط فروختن يا جا پيش فروش، کردن
- pasteboard مقوا، کارت، بليط
- carded ورق، برگ، بليط
- cards ورق، برگ، بليط
- third class سومين دسته، درجه سوم، بليط درجه .3
- perforator سوراخ کن، منگنه، بليط سوراخ کن
- card کارت، ورق، برگ
- travel agent سفرچين، سفر ارا، اژانس مسافرتي