به بعد
معنی انگلیسی
onward up upward
واژههای انگلیسی با این معنی
- postdiluvian وابسته به بعد از طوفان، بعد از طوفان نوح.
- postnuptial وابسته به بعد از عروسي.
- postclassical مربوط به دوره بعد از کلاسيک.
- four dimensional چهار بعدي، مربوط به بعد چهارم.
- space time continuum دستگاه جهار بعدي (که سه بعد مربوط بفضا، ويک بعد مربوط به زمان است)، بعد چهارم(زمان)
- postmeridian بعداز ظهري، وابسته به بعد از نصف النهار
- alley shot ضربه شديد کم ارتفاع به ديوار مقابل که، بعد به ديوار کناري مي خورد (اسکواش)
- quarterback draw نوعي حمله که مهاجم پشت خط مرکزي با تظاهر، به پاس عقب مي رود و بعد خود بجلو ميشتابد
- charges forward هزينه هايي که بوسيله مشتري پرداخت خواهد، شد، مخارج حمل که بعد از تحويل کالا به
- case law قانون موضوعه، رويه اي که قاضي CL در موضوع خاصي اعمال، مي کند و از آن به بعد سابقه مي شود
- adj مخفف:، صفت، تعطيل
- third dimension بعد سوم، ضخامت، کلفتي
- date of acquisition تاريخ خريداري، تاريخي که به عنوان شروع دوره استيلاي، خريدار بر مال در دفتر ثبت و اگر مال
- LCR [کنترل زوايد طولي]، سرنام عبارت " "longitudinal redundancy check (به، مفهوم کنترل زوائد طولي)
- bill of rights اعلاميه حقوق، منظور هر سندي است که در آن از حقوق و، آزاديهاي فردي و اجتماعي سخن به ميان آيد
- clearance in ward گواهي مامورين گمرک نسبت به کالاهايي که، مشمول حقوق گمرکي مي شوند قبل از تخليه، و بعد از حمل
- compressor pressure ratio نسبت فشار سيال بعد از کمپرسوز يا در، خروجي آن به فشار سيال قبل از ورود يا در، ورودي آن
- after-sales service خدمات بعد از فروش، خدماتي که فروشنده، بعداز فروش کالا به مشتري خود ارائه مينمايد
- assistantship شغل موقت پژوهش و تدريس که به دانشجويان، دوره هاي، بعد از ليسانس داده ميشود
- three cushion billiards بيليارد فرانسوي با ضربه به 2 گوي ديگر، بعد از تماس با 3 ديواره ميز
- vehicle mass ratio نسبت جرم نهايي رسانگر بعد از تمام شدن يا، قطع سوخت به جرم اوليه آن