به خط کردن معنی انگلیسی range rank واژههای انگلیسی با این معنی soft return فرمان ترکيبي رد کردن خط و رفتن به خط، بعدي hard hyphen خط کجي که به هنگام هجي کردن مورد نياز، بوده و هميشه چاپ مي گردد، خط تيره واصل LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع) DSR حروف اختصاري Data Set Ready، سيگنالي است که در، ارتباطات سريال مورد استفاده قرار ميگيرد و توسط مودم به custom's declaration بيانيه مشترک، سندي است که دولتي به منظور روشن کردن، خط مشي سياسي خود در موضوع خاص يا توضيح rugby point امتياز 3 يا 4 براي رساندن توپ به پشت خط، پايان، امتياز 2 براي ضربه با پاو فرستان hooker مهاجمي که وسط خط جلو در تجمع است و حق، رد کردن توپ را با پا دارد (رگبي)، بازيگري که عادت به سد کردن با چوب دارد mainline راه يا مسير اصلي، شاهراه، خط اصلي