به طول
معنی انگلیسی
long
واژههای انگلیسی با این معنی
- stress strain curve منحني تنش به افزايش طول نسبي
- meter kilogram second مربوط به سيستمي که در ان واحد طول متر، وواحد وزن کيلو وواحدزمان ثانيه است.
- septicidal مربوط به کپسول ميوه که از طول خود شکفته، شود.
- passenger mile ميل مسافرتي، طول راه مسافرت به حسب ميل
- badminton بازي بدمينتون، بازي انفرادي يا دو نفره، در زمين به طول 13/40 متر و عرض 6/10 متر
- tricentennial هر سه قرن يک بار، هر سيصد سال يک بار، سيصد ساله
- M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو
- LCR [کنترل زوايد طولي]، سرنام عبارت " "longitudinal redundancy check (به، مفهوم کنترل زوائد طولي)
- EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory
- cambridge equation معادله کمبريج، معادله کمبريج يا تراز، نقدي عبارت است از :
- life cycle hypothesis فرضيه درآمد در طول عمر، فرضيه اي است، که بر اساس آن مصرف وابسته به درآمدهاي
- rubber banding قابليتي از CAD که به يک مولفه اجازه، مي دهد تا در طول صفحه نمايش بوسيله قلم، الکترونيکي يا دستگاه ماوس به مکان مورد
- aileron spar تيرکي تنها درقسمتي از طول بال وجود دارد، و نقاط لولا شدن فلپ به بال روي آنها قرار، ميگيرد