به قیمت
معنی انگلیسی
for worth
واژههای انگلیسی با این معنی
- twofer دو تا به قيمت يکي
- landed terms قيمت کالا به شرط تخليه در مقصد
- demand oriented pricing قيمت گذاري با توجه به شرايط تقاضا
- cost-plus contract قرارداد براساس قيمت تمام شده به اضافه، درصدي به عنوان سود
- tret تخفيف قيمت بابت از دست رفتن يا صدمه به، بخشي از محموله
- demonetization تنزل ارزش پول نسبت به قيمت قانوني خود.
- mark-down قيمت کالا را به منظور فروش پايين آوردن
- ad valorem ازروي بها، به نسبت قيمت
- advalorem از روي قيمت، به نسبت قيمت.
- cost plus pricing تعيين قيمت فروش با افزودن ضريب مخصوص، منفعت به قيمت تمام شده
- real national income درآمد ملي واقعي، درآمد ملي به قيمت ثابت
- repo مال ضبط يا پس گرفته شده، قرار بازخريد به قيمت توافق شده
- greenmail خريد مقدار زيادي از سهام يک شرکت به اين اميد، که مديران سهام را به قيمت بالاتر، بازخريد کنند
- layaway خريد قسطي به اين ترتيب: کالا کنار گذاشته، ميشود و پس از پرداخت همه ي قيمت به، خريدار تحويل ميشود
- currency depreciation race تجديد نظر در قيمت پول جاري، تخفيف قيمت پول رايج کشور نسبت به پول، ساير ممالک که باعث افزايش صادرات مي شود
- gold export point نقطه خروج طلا، نقطه اي است که به علت بالا بودن قيمت ارز، خارجي در کشور وارد کننده کالاي خارجي
- demand elasticity کشش تقاضا، درصد تغيير تقاضاي يک کالا، نسبت به درصد تغيير قيمت آن کالا
- close price قيمت نزديک، دز خريد و فروش سهام حالتي را گويند که، قيمت خريد و فروش به هم خيلي نزديک باشد
- social credit اعتبار اجتماعي، نظريه اقتصادي ابراز شده به وسيله سرگرد، "ک . داگلاس " که به موجب آن اجبار
- pareto optimality بهينه پاراتو، حد مطلوب پاراتو وضعيتي، که در آن نتوان رفاه يک فرد را افزايش
- mixed capitalism سرمايه داري مختلط، نظام اقتصادي که در، آن بيشتر وسايل و ابزار توليد در مالکيت
- HGC حروف اختصاري Hercules Graphics Card (کارت، گرافيکي هرکولس)، يک آداپتور (تطبيق دهنده) ويدئويي
- kinked demand curve منحني تقاضاي شکسته، منحني تقاضائي که داراي گوشه است . اين، منحني تقاضا مربوط به بازار انحصار چند
- cambridge equation معادله کمبريج، معادله کمبريج يا تراز، نقدي عبارت است از :