به هم زدن و پختن تخم مرغ معنی انگلیسی scramble واژههای انگلیسی با این معنی pigeonwing پرش به هوا و به هم زدن پاها، پاکوب batterie جهيدن به هوا و به هم زدن تند پاها speech scrambling نفوذ در شبکه مکالماتي، دخالت در شبکه صوتي و به هم زدن آن inarch شاخه ي دوگياه روينده و ريشه دار را به هم پيوند، زدن