به هنگام
معنی انگلیسی
apropos fitly opportune
واژههای انگلیسی با این معنی
- updated به هنگام شد
- design heuristics راهنمايي هايي که به هنگام تقسيم يک، مسئله يا برنامه بزرگ به قسمت هاي کوچک و، کنترل شدني مي توان از آنها استفاده کرد
- combinatorial explosion موقعيتي که به هنگام حل مسئله اتفاق، مي افتد، انفجار ترکيبي
- memory sniffing آزمايش مداوم حافظه به هنگام پردازش
- ballute دستگاه بالون مانندکه هنگام بازگشت به، فضاپيما، دميده ميشود تا از سرعت آن بکاهد.
- demand report گزارشي که به هنگام نياز توليد مي شود
- jettison of cargo محموله را به هنگام خطر به دريا ريختن
- maranatha هنگام نيايش يا لعن کردن به کار ميرود
- background program برنامه اي که به هنگام عدم نيازمنديهاي، برنامه هاي با تقدم بالا به امکانات سيستم، کامپيوتري چند برنامه اي قابل اجرا
- head switching فعال کردن نوک خواندن و نوشتن به هنگام، خوانده و نوشته شدن اطلاعات توسط دستگاه، ذخيره با دستيابي تصادفي
- problem program برنامه اي که به هنگام قرار گرفتن واحد، پردازش مرکزي در حالت مسئله اجرا مي شود، برنامه مسئله اي
- quadratic quotient search الگوريتم بازرسي کننده که به هنگام تست، مکان هاي بعدي جدول از يک آدرس دوگانه، استفاده مي کند
- hard hyphen خط کجي که به هنگام هجي کردن مورد نياز، بوده و هميشه چاپ مي گردد، خط تيره واصل
- desk accessories وسائل کاري که به هنگام استفاده از ساير، اسناد قابل دسترس است
- velocity of approach سرعت متوسط آب هنگام رسيدن به تاج سرريز، يا سد
- tide mark علامتي که مد به هنگام پائين رفتن از خود، بر ديواره يا ساحل ميگذارد
- race condition حالت نامعيني که به هنگام عملکرد همزمان د، دستورالعملهاي دو کامپيوتر بوجود مي آيد، و امکان شناخت اين مسئله که کدام يک از
- accoucheur طبيبي که هنگام زاييدن زن به ماما کمک مي کند، پزشک متخصص قابلگي و بيماريهاي زنان(مذکر)
- hatcheck وابسته به اتاقچه اي که پالتو و کلاه را هنگام، ورود در آنجا به مستخدم ميدهند
- head and arm ضربه فني با فن کمر، هنگام حمله حريف به، دو خم دست و سر حريف را گرفته او را
- ortive خاوري، وابسته به هنگام طلوع
- power down خاموش کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام خرابي برق يا قطع، عمليات ممکن است توسط کامپيوتر براي
- power up روشن کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام روشن شدن برق توسط، يک پردازنده کامپيوتر به اجرا در مي آيد
- demand paging در سيستم ذخيره مجازي انتقال يک صفحه از، حافظه به حافظه واقعي به هنگام نيازمندي، است