به وسیله
معنی انگلیسی
by in through per via
واژههای انگلیسی با این معنی
- radar tracking تعقيب به وسيله رادار، رديابي هدفها به وسيله رادار
- non-suit ترک دعوي به وسيله خواهان
- radar ranging تنظيم تير به وسيله رادار
- radar prediction کسب اطلاعات به وسيله رادار، بررسي به وسيله رادار، تجزيه و تحليل اطلاعات به وسيله رادار
- nonoverlap processing روشي که به وسيله آن خواندن، نوشتن و، پردازش داخلي فقط در يک اسلوب سري صورت
- ground effect وسيله پرواز به صورت هواناو، نيروي پرواز به صورت هواناو
- radar altimetry ارتفاع سنجي به وسيله رادار
- radar imagery عکاسي به وسيله امواج رادار
- tensile test آزمايش (چيزي) به وسيله کشش
- brown-finish صيقل دادن به وسيله سرخ کردن
- coincidence adjustment تعيين مسافت به وسيله انطباق
- vocalism سخنگويي يا سرايش به وسيله صدا، صداي حرف مصوت
- endorsement in blank ظهر نويسي به وسيله امضاء تنها
- gooseneck وسيله اتصال تير بادبان به دکل
- teachnical information اطلاعات فني مربوط به يک وسيله
- bowsight وسيله کمکي هدفگيري وصل به کمان
- man portable قابل حمل به وسيله نفر يا افراد
- wigway ارتباط و مخابرات به وسيله پرچم
- wing photograph نوعي عکس هوايي مايل که به وسيله، دوربينهاي چند عدسي گرفته مي شود
- cutoff block سد کردن راه مدافع به وسيله مهاجم
- peremptory challenge رد عضو هيات منصفه به وسيله يکي از، اصحاب دعوي بدون ذکر دليل خاص
- pathfinder guidance هدايت هواپيماها به وسيله هواپيماي، راهنماي مسير يا راهياب
- road space فضاي اشغالي از جاده به وسيله ستون
- accomodation line قبول يک نوع خطر به وسيله بيمه گزار، وقتي با بيمه نامه هاي ديگري همراه است