به ویژه
معنی انگلیسی
especially notably particularly specially specifically
واژههای انگلیسی با این معنی
- esp مخفف: به ويژه، مخصوصا
- praetorial متعلق به گارد ويژه، سربازي که جز گارد ويژه است
- preatorian وابسته به متعلق گارد ويژه، سربازي که جزگاردويژه است
- idiosyncratic وابسته به حالت ويژه (مزاجي)، وابسته به طرز فکر يا شيوه ويژه کسي
- idiomatically به شکل اصطلاح يا عبارت ويژه
- geogonostical وابسته به خاره هاي ويژه زمين، مربوط بعلم زمين شناسي
- writerly وابسته به يا ويژه ي نويسندگان، وابسته به نويسندگي
- chymopapain پاپايين به ويژه اگر در ستون فقرات، براي کاستن درد تزريق گردد
- aviation weather مشخصات ويژه آب و هوايي که به پرواز و، عملکرد هواپيما مربوط ميشود
- geogonostic وابسته به شناسايي خاره هاي ويژه زمين، مربوط بعلم زمين شناسي
- costumer فروشنده جامه ويژه (به بازيگران نمايش، وغيرآنها)
- sandlot وابسته به بازيهاي ويژه ي ناپيشه کاران
- arbovirus ويروسهاي بندپايان به ويژه پشه و ساس که، نيش، آنها موجب بيماري ميشود
- sectionalism دلبستگي به بخش يا ناحيه ويژه اي از کشور، تعصب ناحيه اي
- sectionalist دلبستگي به بخش يا ناحيه ويژه اي از کشور، تعصب ناحيه اي
- bacalao ماهي کاد به ويژه اگر خشک و نمک زده باشد
- baryta هر يک از چندين ترکيب باريم به ويژه اکسيد، باريم، و هيدروکسيد باريم
- costumier فروشنده جامه هاي ويژه (به بازيگران نمايش، وغيرآنها)
- nonce word واژه اي که به تقاضاي يک موقع ويژه بسازند
- tutoyer (به ويژه به زبان فرانسه) خودماني حرف زدن
- foot-sore داراي پاهاي زخمي (به ويژه در اثر راه رفتن)
- pinup تصوير دختر زيبا، ويژه نصب به ديوار.، آدم خوشگل
- fungo (بيس بال) گوي زده شده با چوگان، (به ويژه براي تمرين)، چوگان باريک (براي ضربه زدن تمريني به گوي)
- aerodynamic heating افزايش دما ناشي از جريان سريع هوا روي، سطوح آيروديناميکي به ويژه در سرعتهاي، زياد