بهداری
معنی انگلیسی
dispensary
واژههای انگلیسی با این معنی
- sickbay بهداري
- medical evacuation تخليه بهداري، تخليه پزشکي، تخليه بيماران
- medical department اداره بهداري، قسمت بهداري
- public health pepartment اداره بهداري
- treatment facility تاسيسات بهداري، تاسيسات پزشکي
- sick bay بهداري روي ناو
- sick call مراجعه به بهداري، تجمع براي رفتن به بهداري
- medical records پرونده هاي بهداري، پرونده پزشکي، مدارک بهداشتي
- admision rate ميزان اعزام به بهداري، نواخت ساليانه اعزام به بهداري
- specialty clinic درمانگاه تخصصي بهداري
- direct admission مراجعه مستقيم به بهداري، پذيرش يامراجعه مستقيم بيماران
- sick berth بهداري کشتي ودانشکده وغيره .
- HHS مخفف: وزارت بهداري و خدمات رفاهي
- convalescent center يکان بهداري که ظرفيت 1500 تختخواب را، داشته باشد، بيمارستان ثابت منطقه اي
- hospital ship ناو بيمارستان، ناو بهداري
- medical service خدمات پزشکي، قسمت بهداري
- aidman سرباز وظيفه ي وابسته به گروه پزشکي، مامور بهداري، ارتش
- health services خدمات بهداشتي، خدمات بهداري، قسمتهاي بهداري
- medical badge علامت رسته پزشکي، علامت بهداري
- hospital corpsman پزشکيار، پزشکيار بهداري