بهره برداری
معنی انگلیسی
exploitation
واژههای انگلیسی با این معنی
- exploitable قابل بهره برداري، قابل استخراج، قابل استفاده
- emergency operation بهره برداري اضطراري
- exploitative وابسته به بهره برداري، انتفاعي، استخراجي
- agronomics علم بهره برداري از زمين
- escaped water تلفات آب هنگام بهره برداري
- integrated reservoir operation بهره برداري توام از چند مخزن
- water utilization project پروژه بهره برداري از منابع آب
- tinpenny حق الارض بهره برداري از معدن قلع
- arrentation پروانه يا جواز بهره برداري ار اراضي، جنگلي در ازاي پرداخت اجاره سالانه معين
- cost in use هزينه تملک و بهره برداري از ساختمان يا، کارخانه
- exploitation انتفاع، بهره برداري، استخراج
- utilization استفاده، بهره برداري
- ready for use آماده مصرف، آماده بهره برداري
- operational research تحقيق عملياتي، تحقيق درخصوص بهره برداري
- economic life عمر اقتصادي، مدت بهره برداري از ماشين آلات
- exploit بکارانداختن، استخراج کردن، بهره برداري کردن از
- stope حفره پله مانند براي استخراج سنگ معدن، استخراج کردن، از معدن پله اي بهره برداري کردن
- watershed management آنجيرداري، کليه عمليات مربوط به اصلاح و، نگهداري و بهره برداري از آنجيرها
- agronomical کشاورزي، فلاحت، علم برداشت محصول و بهره برداري از خاک
- agronomy کشاورزي، فلاحت، علم برداشت محصول و بهره برداري از خاک
- operating bridge پلي که جهت عبور و انتقال وسايل کار در، کارگاه ساختماني ساخته مي شود، پل