بورس
معنی انگلیسی
bourse exchange Grant stock exchange
واژههای انگلیسی با این معنی
- stock exchnge بورس، بازار سهام تجارتي، اتحاديه سهامداران
- commodities exchange بورس کالا
- stock market بورس سهام وارز، بورس کالاهاي مختلف.
- transaction on change معامله در بورس
- baltic exchange بازار بورس بالتيک، بازار يا تالار بورسي، در لندن که مربوط به کرايه کشتي و معاملات
- Amex مخفف: بورس سهام امريکا
- stockbrokerage دلالي بورس واوراق بهادار.
- NYSE مخفف: بورس سهام شهر نيويورک
- closing prices آخرين قيمت معامله شده (در بورس)، قيمت سهام در پايان روز
- settling days روزهاي مشخص تصفيه حسابها در بورس
- constructive school credit بورس تحصيلي براي پرسنل شايسته نظامي
- traveling fellowship بورس تحصيلي شامل هزينه مسافرت وتحقيقات، در خارج از محل خود.
- stock exchange بورس (فرانسه) جايگاه معاملات سهامي وصرافي، وغيره
- stockbroking (stockbrokerage) دلا لي بورس واوراق بهادار.
- OTC مخفف: بينسخه، خارج بورس
- stock broker دلال سهام، کارگزار بورس
- fulbright برنامه ي فولبرايت، بورس فولبرايت، وابسته به اين بورس
- commodity exchange مبادله کالا، بورس مواد اوليه، بورس کالا
- stock watering سهام تاسيسات گرانقيمتي را با قيمت، اختياري در بورس فروختن که مالا" به، تقليل قيمت ساير سهام منتهي شود
- stockjobber دلال سهام، متصدي بورس که فقط با دلالهاي سهام معامله، ميکند
- burse کيسه، کيف پول، بورس آموزشي
- studentship شاگردي، تلمذ.، بورس تحصيلي
- traineeship کارآموزي، کارورزي، بورس کارآموزي