بوقت معنی انگلیسی pat واژههای انگلیسی با این معنی bedward نزديک بوقت خواب. adjourn بوقت ديگر موکول کردن، بگاه ديگر انداختن، خاتمه دادن deferral بوقت ديگر موکول کردن، بگاه ديگر انداختن، خاتمه دادن