بکسل معنی انگلیسی tow واژههای انگلیسی با این معنی vang سيم بکسل dragrope طناب بکسل، طناب مهار forestay بکسل جلويي (دريايي) backstay سيم بکسل عقب دکل کشتي tracked vehicle وسيله نقليه بکسل کننده، وسيله نقليه يدک کش triatic stay بکسل رابط ناو (دريايي) warping head استوانه چرخنده بکسل لنگر span wire سيم مهار، سيم بکسل towing spar تير يدک، الوار بکسل کردن ناو combination vehicle خودروهاي مرکب، خودروي بکسل کننده و بکسل شونده