بگاه معنی انگلیسی opportune punctual timely واژههای انگلیسی با این معنی sporadic fault عيب گاه بگاه . adjourn بوقت ديگر موکول کردن، بگاه ديگر انداختن، خاتمه دادن deferral بوقت ديگر موکول کردن، بگاه ديگر انداختن، خاتمه دادن hara-kiri خودکشي درميان بزرگان ژاپن که عبارت، بودازدريدن شکم بگاه رسواي comparative cover پوشش نسبي، پوشش گاه بگاه منطقه ياوسايل، پوشش نسبي منطقه