بی سو معنی انگلیسی neutral واژههای انگلیسی با این معنی impartial بيطرف، بيغرض، راست بين uninvolved بيطرف، بيغرض، راست بين lop sided نابرابر، کوتاه و بلند، بي قرينه impartiality بيطرفي، بيغرضي، راست بيني misgovernment بد حکومتي، بد حکمراني، سو اداره