بی قرار معنی انگلیسی agog eager fidgety fussy hyperactive itchy nervous restive restless sleepless unquiet واژههای انگلیسی با این معنی restless بي قرار، بي ارام، بي تاب broken weather هواي بي قرار variable تغيير پذير، متغير، بي قرار dizzier گيج، دچاردوران، بي قرار dizziest گيج، دچاردوران، بي قرار dizzy گيج، دچاردوران، بي قرار lightheaded گيج، دچاردوران، بي قرار wooziness گيج، دچاردوران، بي قرار inquiet اشفته، بي ارام، بي قرار moonish دمدمي، متلون، بي قرار changeful جوربجورشونده، دگرگون شونده، بي قرار fly-away ول (درگفتگوي ازجامه)، سبک، گيج بي قرار fugitive گريزنده، گريخته، فراري PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي PC CARD نام تجاري PCMCIA (مخفف Personal Computer، Memory Card International Association) که براي، کارتهاي افزودني مطابق با مشخصه PCMCIA به کار ISA با تلفظ ((آي سا))، حروف اختصاري Industry Standard، Architecture و طرح غير رسمي گذرگاه (bus) آي بي ام ROM BIOS سرنام عبارت "read-only memory basic input/output، " system، مجموعه روالهاي نرم افزاري است که به همراه MDA [يک آداپتور ويديويي]، حروف اختصاري Monochrome Display Adapter، يک L0 نشانه ايست که ارليخ براي مخلوط سم و ضد سم قرار داده، است اين مخلوط بي اثر بوده و سبب مرگ حيوان نميشود.