بی مهارت معنی انگلیسی incompetent unskillful واژههای انگلیسی با این معنی maladroit بي مهارت، ناشي، بي دست و پا tactless بي مهارت، ندانم کار، بي سليقه ham fisted زشت، بي مهارت، سنگين دست. ham handed زشت، بي مهارت، سنگين دست. skill less ناشي، بي مهارت. skilless ناشي، بي مهارت. dauber اندودگر، نقاش بي مهارت inexpert ناشي، بي سر رشته، بي تخصص inapt بي استعداد، ناقابل، ناشايسته unskillful (unskilled) خام دست، غير متخصص، بي تجربه