بی کوشش معنی انگلیسی effortless واژههای انگلیسی با این معنی effortless بي کوشش، آسان، ناکوش futilitarian کسي که معتقد است کوشش بشر بي فايده وبي، نتيجه است. inapplocation دريغ از کوشش، سستي، بي کوششي