بیمناک معنی انگلیسی apprehensive insecure tremulous واژههای انگلیسی با این معنی misgive بيمناک کردن، شهبه دارکردن photophobe بيمناک از نور، رشد کننده در نور کم، نور گريز. photophobic بيمناک از نور، رشد کننده در نور کم، نور گريز. Negrophobe بيمناک از نژاد سياه . abhorrent متنفر، منزجر، بيمناك shied خجالت کش، کمرو، مواظب shies خجالت کش، کمرو، مواظب shy خجالت کش، کمرو، مواظب