تئوری
معنی انگلیسی
ism speculative
واژههای انگلیسی با این معنی
- energy theorem تئوري انرژي
- poisson theory تئوري پويسن
- theoretical gravity گرانش تئوري
- theory of fault تئوري تقصير
- quantum theory تئوري کوانتوم
- switching theory تئوري سوئيچينگ
- tangent modules theory تئوري ضريب ارتجاعي مماسي
- two person game بازي دو نفره در تئوري بازيها
- payoff matrix ماتريس بازدهي در تئوري بازيها
- liquidity preference function تابع رجحان نقدينگي (تئوري بهره)
- zero sum game بازي با جمع صفر در تئوري بازيها
- conical flow تئوري جريان هاي مافوق صوت روي صفحات، مسطح گوشه دار
- thebe نظريه، تئوري
- theorizer نگرشگر، تئوري باف.
- set theory نظريه مجموعه ها، تئوري مجموعه ها
- minimax مي نيميم مجموعه اي از ماکزيمم ها، (در تئوري بازيها)
- maximin ماکزيمم مجموعه اي از مينيمم ها، (در تئوري بازيها)
- saddle point نقطه زيني شکل، منطقه تعادل در تئوري، بازيها هنگاميکه ماکزيمم مينيمم ها با
- heam yoei vooly نظريه نيرو، تئوري قدرت (تکواندو)
- empircism روش و فرضيه اي که مبني بر تجربه و ازمايش، باشد(نه براساس علم و تئوري)، تجربه گرايي.
- pure strategy استراتژي خالص، استراتژي مطلق در تئوري بازيها
- mixed strategy استراتژي مختلط، استراتژي ترکيبي (در تئوري بازيها)
- atomic theory فرضيه اتمي که تمام مواد را ترکيبي از ذرات، اتم ميداند، تئوري انفصال ماده .
- permanent income hypothesis فرضيه درآمد دائمي درباره مصرف، اين فرضيه توسط ميلتون فريدمن بيان شده، که بر اساس آن مصرف تابعي از آنچه که وي