تار (چشم) معنی انگلیسی purblind واژههای انگلیسی با این معنی blear eyed داراي چشم تار يااشک الود. sand blind نبم کور، تار چشم، کند کودن gravel blind تقريبا کور، داراي چشم تار، داراي ديد کم. blear قي گرفته، تار، تارکردن blearily قي گرفته، تار، تارکردن bleariness قي گرفته، تار، تارکردن