تاس معنی انگلیسی bald bowl cube Pan واژههای انگلیسی با این معنی navarin تاس کباب ناوارن stewpan قابلمه تاس کباب پزي، ظرف ابگوشت پزي، ابگوشت پز. balding در حال کچل يا تاس شدن baldy کچل، تاس goulash گولاش، تاس کباب olla کوزه ي سفالين، بستو، بستک