تالیف معنی انگلیسی authorship واژههای انگلیسی با این معنی literary work تاليف، تصنيف synthetism تاليف گرايي compilation گرد آوري - تاليف coauthor شريک در تاليف ونگارش. compile گرد آوردن - تاليف کردن scissors and paste تاليف کتابي با برشهاي کتابهاي ديگر pseudepigrapha نوشته هاوکتابهاي مشکوک الاعتباري که تاليف، انهارابنويسندگان نسبت ميدهد aliterary production فراورده يا محصول ادبي، تاليف، تصنيف scissoring برش، تاليف بوسيله گرداوردن برش هاي گوناگون از، کتابهاومانندان author language زبان برنامه نويسي که به منظور طراحي، برنامه هاي آموزشي براي سيستم CAI يا، فرمان توسط کامپيوتر استفاده مي شود authored نوشتن، چيز نويسي کردن، نامه نوشتن author (.n): منصف، مولف، نويسنده