تانک
معنی انگلیسی
aquarium tank
واژههای انگلیسی با این معنی
- water tower تانک اب، برج مخزن اب.
- antitank ضد تانک، ضد زرهي
- main battle tank تانک اصلي، قوي ترين تانک رزمي
- drop tank تانک موقت
- tank deck شاسي تانک
- amphibious tank تانک آب خاکي
- antitank obstacle مانع ضد تانک
- control vehicle تانک ناظم حرکت، خودرو ناظم ستون يا ناظم حرکت
- skirting armor زره دامنه تانک، ضخيم ترين قسمت زره تانک
- hull defilade سنگر گرفتن تانک، تا ارتفاع لوله در پشت حفاظ قرار گرفتن
- antitank artillery توپخانه ضد تانک
- fuel tank vent هواکش تانک سوخت
- stalled tank تانک از کار افتاده، تانک ايستاده
- tank recovery vehicle خودرو اخراجات تانک، جرثقيل زرهي
- antitank launcher موشک انداز ضد تانک
- flail tank تانک غلطک دار ضد مين، تانک ضد مين
- high explosive antitank گلوله سوختار شديد ضد تانک
- entac موشک ضد تانک هدايت شونده فرانسوي
- integral tank تانک سوختي که پوسته رسانگر بخشي از، ديواره آن را تشکيل ميدهد
- main armament جنگ افزار اصلي تانک يا هواپيما يا ناو
- secondary armament جنگ افزار فرعي تانک يا هواپيما يا ناو
- sponson جدار توخالي يا جاسازي شده در بدنه تانک، براي تعبيه مهمات يا بي سيم، سکوي استقرار توپ روي برجک
- compass course مسير مغناطيسي خودرو يا هواپيما يا تانک
- wet wing بالي که ساختمان تشکيل انتگرال تانک براي، سوخت ميدهد