تثبیت کننده معنی انگلیسی fixative stabilizer واژههای انگلیسی با این معنی course stabilizer تثبيت کننده، تثبيت کننده مسير (پدافند هوايي)، دستگاه تثبيت مسير holding attack تک تثبيت کننده، تک متوقف کننده، تک بازدارنده holding force نيروي تثبيت کننده، نيروي بازدارنده automatic stabilizer تثبيت کننده خودکار viscosity stabilizer تثبيت کننده گرانروي emulsion stabilizer تثبيت کننده امولسيوني self-stabilizing dynamo دينام خود تثبيت کننده built in stabilizers تثبيت کننده هاي خودکار mains voltage stabilizer تثبيت کننده ولتاژ شبکه voltage stabilizer تثبيت کننده فشار الکتريکي، تثبيت کننده ولتاژ adjustable stabilizer تثبيت کننده افقي قابل تنظيم هواپيما stabilizers تثبيت کننده ها (تثبيت کننده هاي خودکار) stabilizing sleeve غلاف متعادل کننده، غلاف تثبيت کننده، پرده متعادل کننده گلوله هاي منور automatic pilot وسيله تثبيت خودکار مسير تقرب هواپيما، تثبيت کننده خودکار مسير passive fiscal policy سياست مالي غير فعال، (منظور تثبيت کننده هاي خودکار ميباشند)