تجمع کردن معنی انگلیسی flock واژههای انگلیسی با این معنی quick count کوتاه کردن علامتهاي قراردادي بوسيله مهاجم، مياني در خط تجمع بمنظور غافلگير کردن تيم، مدافع hooker مهاجمي که وسط خط جلو در تجمع است و حق، رد کردن توپ را با پا دارد (رگبي)، بازيگري که عادت به سد کردن با چوب دارد coil up سيم پيچ کردن، پيچيدن، جمع شدن ستون زرهي