تحریم معنی انگلیسی boycott Coventry prohibition sanction taboo واژههای انگلیسی با این معنی declaring as unlawful تحريم labor boycott تحريم کار، دست از کار کشيدن boycott تحريم معامله، قطع رابطه تجارتي economic sanctions تحريم اقتصادي، مجازاتهاي اقتصادي disseisin تحريم کسي ازتصرف ملک خود، محروم شدگي ازتصرف dispossession بي بهره سازي ازتصرف، تحريم، انتزاع divestiture بي بهره سازي، تحريم، بي بهرگي disinheritance محروميت ازارث، عاق کردگي، تحريم ازارث ban لعن اشکار، قدغن کردن، حکم تحريم ياتکفير verboten لعن اشکار، قدغن کردن، حکم تحريم ياتکفير taboo لعن، لعن آشکار، حکم تحريم يا تکفير exclusion جلوگيري ازدخول، اخراج، محروم سازي interdiction بازداشت، منع، نهي peace pact پيمان صلح، قرارداد صلح، صلح نامه brian kellogg پيمان بريان کلوگ، پيماني که مبتکر آن بريان کلوگ وزير، خارجه امريکا در 1928 بود و امضا کنندگان prohibition منع، نهي، ممانعت