تذکر معنی انگلیسی admonition warning واژههای انگلیسی با این معنی remembrance ياداوري، تذکر، ذکر notification اخطار، تذکر، آگاهي commemoration ياداوري، تذکر، جشن يادگاري notifiable اخطار کردني، تذکر دادني unmentionable نگفتني، غير قابل تذکر، غير قابل گوشزد. hint اشاره، ايما، تذکر animadversion قوه ء ادراک، ملاحظه، مراقبت