ترسیم معنی انگلیسی delineation description draft drawing figure tracing واژههای انگلیسی با این معنی tracing ترسيم، گرده برداري، رسم chartography ترسيم نقشه، نقشه کشي scatter plot ترسيم توزيعي، ترسيم پراکنده draw program برنامه ترسيم planography فن ترسيم نقشه، نقشه نگاري، طراحي. art of drawing هنر ترسيم رسم freehand method روش ترسيم آزاد mirror tracing ترسيم از آيينه computer drawing ترسيم کامپيوتري automated flowchart ترسيم نمودار به صورت خودکار whatman کاغذ اعلي مخصوص ترسيم و طراحي، کاغذ رسم. pc paint برنامه مشهور نقاشي و ترسيم براي، ريزکامپيوترها macpaint يک برنامه ترسيم براي ريزکامپيوتر، مک اينتاش، مک پينت myocardiograph اسبابي که حرکات قلب را ترسيم ميکند، قلب نگار. check plot يک ترسيم قلمي که به طور خودکار توسط، سيستم CAD قبل از ايجاد خروجي نهايي براي، اصلاح و ويرايش تصويري توليد شود depiction نمايش، ترسيم، نگارش lineation خط کشي، ترسيم خط، خط گذاري cartography نقشه کشي، ترسيم نقشه godroon اشکال محدب حاشيه بشقاب وظروف قديمي که براي، زينت ترسيم ميشود aircraft plotter وسيله ناوبر هواپيما، وسيله ترسيم مسير هواپيما rescale نقشه کشيدن، بمقياس کوچکتري ترسيم کردن. t square خطکش چليپايي، خطکش مخصوص ترسيم خطوط موازي. point set curve منحني ايکه توسط يک سري از پاره خطهاي، ترسيم شده ميان نقاط تعريف مي شود irretraceable که نتوان ردانرا گرفت، که نتوان دوباره کشيديا ترسيم کرد