ترویج کردن معنی انگلیسی encourage foster help promote promulgate واژههای انگلیسی با این معنی promulgate اعلام کردن، بعموم اگهي دادن، ترويج کردن propagandize تبليغ کردن، انتشار دادن، ترويج کردن promulge اعلام کردن، انتشار دادن، بعموم اگهي دادن foster خوراک، غذا، قوت vulgarization ترويج (چيزي) يحد ابتذال، مبتذل سازي، عوامانه کردن