ترکیب شدن معنی انگلیسی combine واژههای انگلیسی با این معنی chlorinate اغشته کردن باکلر، با کلر ترکيب شدن. hydrogenate هيدروژن دار کردن، موجب ترکيب (چيزي) با هيدروژن شدن fuze گداختن، ذوب کردن، آميخته شدن oxidize با اکسيژن ترکيب کردن، بي ايدروژن کردن، زنگ زده کردن end-body = complement، مکمل، ماده اي که بطور عادي در پلاسما وجود داشته ودر check-bite ورقه اي از موم سخت يا ترکيب قالب ريزي که براي، بررسي جفت شدن دندانها بين آنها جاي ميدهند