تزکیه معنی انگلیسی edification purification purity refinement واژههای انگلیسی با این معنی couth تزکيه شده، پيراسته، متمدن bowdlerization تزکيه وتصفيه، حذف قسمتهاي خارج از اخلا ق. self culture پرورش نفس، تزکيه نفس، خودپروري. self improvement اصلاح خود، تزکيه نفس خود، خود بهسازي.