تست
معنی انگلیسی
test
واژههای انگلیسی با این معنی
- bit test تست بيت
- check digits ارقام تست
- program testing تست برنامه
- stress testing تست حساسيت
- character checking تست کاراکتري
- bulit in check تست تعبيه شده، رجوع کنيد به: automatic check
- hydrostatic test تست هيدرواستاتيک
- crossfoot check تست تعيين صحت يک حاصلجمع
- spinning test تست ويژگيهاي چرخش هواپيما
- magnaflux نام انحصاري تست غيرمخربي براي مواد، مغناطيسي بااستفاده از ميدانهاي مغناطيسي، و مواد فلورسان
- ultrasonic inspection متد تست غيرمخرب که در آنها ترکها توسط، ناپيوستگي انتشار امواج نوسانات مکانيکي، در فلز آشکار ميشود
- quadratic quotient search الگوريتم بازرسي کننده که به هنگام تست، مکان هاي بعدي جدول از يک آدرس دوگانه، استفاده مي کند
- hot test تست استاتيک موتور راکت که در آن احتراق، واقعي صورت ميگيرد
- checkit نرمافزاري براي تست کامپيوتر مانند NDIAGS
- image test آزمايش تصوير، تست تصوير
- tally plate برچسب آزمايش، برچسب تست
- redundant code يک مقدار دهدهي کدشده به باينري با يک، بيت اضافي تست
- club propeller ملخي داراي تيغه هاي کلفت با گام زياد، براي تست قدرت يا ترک موتور
- BFP مخفف جمله زير است :، biological false - positive reaction بمعناي تست مثبت، کاذب
- development support library امکانات خودکار که با آن يک منشي برنامه، نويسي فايلهاي توسعه برنامه را که شامل، نسخه هاي اصلي مجموعه هاي تست داده و