تسهیم
معنی انگلیسی
allotment division
واژههای انگلیسی با این معنی
- multiplex mode حالت تسهيم، وضعيت تسهيم
- multiplexed تسهيم شده .
- multiplexer تسهيم کننده
- multiplexor تسهيم کننده
- time division multiplex تسهيم زماني.
- disproportination تسهيم نامتناسب
- shared memory حافظه تسهيم شده
- multiplexer channel کانال تسهيم کننده، مجراي تسهيم کننده
- synchronous multiplexor تسهيم کننده همگام.
- multiplexor channel مجراي تسهيم کننده .
- multiplexing انتقال چندتايي پيغام ها، تسهيم
- sharing اشتراک، تسهيم.
- tdm Time Division Multiplexing، تسهيم زماني
- stdm Synchronous Time-Devision Multiplexing، تسهيم زماني همگام
- ATDM Asychronous Time-Division Multiplexing، تسهيم زماني ناهمگام
- whack up تقسيم به سهام کردن، قسمت کردن، تسهيم کردن.
- impartation ابلاغ دادن، اعطا، افاده
- fdm Frequency Division Multiplexing، استفاده از يک مسير الکتريکي براي حمل، دو يا چند سيگنال با فرکانس هاي مختلف
- frequency division multilexing مخابره چندتايي فرکانس، استفاده از يک مسيرالکتريکي براي حمل، دو يا چند سيگنال با فرکانس هاي مختلف