تشدید
معنی انگلیسی
aggravation accent accentuation escalation intensification
واژههای انگلیسی با این معنی
- exacerbation تشديد، بدتري، سختي
- resonanse تشديد
- enhancement factor ضريب تشديد
- resonating cavity محفظه تشديد
- agravation of punishment تشديد مجازات
- divine legislation تشديد مجازات
- partial enhancement factor ضريب تشديد جزئي
- optical resonator تشديد کننده نوري
- nuclear magnetic resonance تشديد مغناطيس هسته، رزونانس مغناطيس هسته
- magnetic nuclear resonance تشديد مغناطيسي هسته، رزونانس مغناطيسي هسته
- cynergy پديده تشديد يا تخفيف اثر
- schwa حرف صدا دار ميان کلمه بدون تشديد.
- shwa حرف صدا دار ميان کلمه بدون تشديد.
- luteinize توليد جسم زرد تخمدان را تشديد کردن، جزو جسم زرد تخمدان شدن
- carburetant ماده اي که به منظور تشديد انرژي حرارتي، به هوا يا گاز افزود ميشود، کربنافزا
- aggravation تبديل به بدتر، تشديد، سخت کردن
- intensification افزون سازي، تشديد، پرقوت سازي
- aggravative بدتر شونده، مايه تشديد
- impact factor ضريب ضربه، ضريب تشديد
- salted weapon جنگ افزار اتمي که قدرت راديواکتيو آن، تشديد شده باشد
- n.m.r nuclear magnetic resonance، تشديد مغناطيسي هسته، رزونانس مغناطيسي هسته
- ingravescence رو بشدت گذاري، افزايش، تشديد
- helmzhold resonator محفظه توخالي که تنها با يک سوراخ کوچک، به محيط خارج مرتبط است و در ازاي فرکانس، معيني به تشديد در مي آيد
- preventive detention توقيف احتياطي، تمديد مدت حبس مجرم به عادت که تقريبا"، به سيستم اجراي نظر تشديد مجازات و يا