تشکیل شدن معنی انگلیسی form واژههای انگلیسی با این معنی nucleate تشکيل دادن هسته، تشکيل شدن، جمع شدن nucleation تشکيل دادن هسته، تشکيل شدن، جمع شدن end-body = complement، مکمل، ماده اي که بطور عادي در پلاسما وجود داشته ودر stratified چينه چينه کردن (يا شدن)، طبقه طبقه کردن (يا شدن)، تشکيل طبقات دادن stratifies چينه چينه کردن (يا شدن)، طبقه طبقه کردن (يا شدن)، تشکيل طبقات دادن stratify چينه چينه کردن (يا شدن)، طبقه طبقه کردن (يا شدن)، تشکيل طبقات دادن colonize تشکيل مستعمره يامستعمرات دادن (در)، ساکن شدن در (مستعمره)