تطبیق
معنی انگلیسی
reconciliation
واژههای انگلیسی با این معنی
- accommodation تطبيق، جا، منزل
- inapplicably تطبيق، بطور غير عملي، بطور نامناسب
- conformation تطبيق، برابري، سازش
- fire support coordination تطبيق آتش، هماهنگ کردن پشتيباني آتش، تطبيق پشتيباني آتش
- fire coordination تطبيق آتش، هماهنگ کردن آتش، تطبيق کردن آتشها
- adapted تطبيق شده، موافق، مناسب
- compare with تطبيق کردن
- completeness check تطبيق کامل
- matched تطبيق يافته، مطابق.
- certificate of compliance گواهي تطبيق
- inapplicable تطبيق نکردني، غير شامل، غير قابل اجرا
- adjusability قابليت تطبيق، قابليت تنظيم
- template matching تطبيق الگوها.
- adapter boards برد تطبيق دهنده
- inapplicability عدم قابليت تطبيق، شامل حال نبودن، عدم مناسبت
- adaptation kit جعبه ابزار تطبيق، جعبه وسايل تطبيق دهنده
- adapter arbor ميله تطبيق دهنده
- fire support coordinator تطبيق دهنده آتشها، هماهنگ کنند پشتيباني آتش
- adapter flange فلانژ تطبيق دهنده
- adapter sleeve پوسته تطبيق دهنده
- channel adapter تطبيق دهنده کانال
- inventory reconciliation تطبيق اسناد موجودي، تطابق موجودي با دارايي يکان
- adapter bearing ياطاقان تطبيق دهنده
- impedance comparator تطبيق دهنده امپدانس