تعیین مرز معنی انگلیسی limitation واژههای انگلیسی با این معنی delimitation تعيين مرز، تحديد حدود delimit حدود (چيزي را) تعيين کردن، مرز تعيين کردن delimitative حدود (چيزي را) تعيين کردن، مرز تعيين کردن demarkation مرزبندي کردن، تحديد حدود کردن، تعيين مرز قواي متخاصم delivered at frontier تحويل در مرز، يکي از قراردادهاي، اينکوترمز که در آن فروشنده کالاي مورد delimitate تعيين کردن، مرز معين کردن، محدود کردن demarcation تعيين حدود، نشان گذاري مرز