تقابل معنی انگلیسی contrast opposition reciprocal reciprocity واژههای انگلیسی با این معنی reciprocity تقابل، معامله متقتبله، معامله بمثل chromatic contrast تقابل فامي opposability قابليت تقابل، آمادگي براي روبرو گذاشتن، مقابله پذيري brightness contrast تقابل درخشندگي finger-thumb opposition تقابل شست و انگشت thermal crossover تقابل حرارتي در عکاسي مادون قرمز opposable روبر گذاشتني، قابل تقابل، مقابله پذير syzygy مقارنه، قران، تقابل opposition ضديت، مخالفت، مقاومت