تقرب
معنی انگلیسی
approach
واژههای انگلیسی با این معنی
- approach lane مسير تقرب، مسير نزديک شدن به ساحل، خطوط نزديک شدن به ساحل
- landing approach مسير تقرب، مسير نشستن هواپيما، مسير پياده شدن به ساحل
- initial approach مسير تقرب اصلي، تقرب اوليه هواپيما
- intermediate approach مسير تقرب فرعي
- approach time زمان تقرب هواپيما، زمان نزديک شدن به باند
- approach route مسير تقرب به باند، مسير فرود به باند
- angle of approach زاويه تقرب هواپيما، زاويه فرود هواپيما
- radio approach دستگاه تقرب راديويي، دستگاه هدايت فرود هواپيما بوسيله بي سيم
- approach end نقطه شروع تقرب هواپيما، ابتداي محوطه دويدن هواپيما، ابتداي باند فرود
- approach formation صورت بندي تقرب به باند، صورت بندي تقرب به دشمن
- approach sequence ترتيب توالي تقرب هواپيماها
- approach schedule برنامه تقرب هواپيما به باند، ترتيب فرود هواپيماها روي باند
- approach march راهپيمايي براي تقرب به دشمن، راهپيمايي براي تماس با دشمن
- attitude indicator دستگاه نشان دهنده زاويه تقرب
- automatic pilot وسيله تثبيت خودکار مسير تقرب هواپيما، تثبيت کننده خودکار مسير
- power approach تقرب به روش فرود اجباري در فرودگاههاي، نامناسب، با سيستم برقي
- turn in point نقطه چرخش هواپيما از مسير تقرب در مسير، تک
- angle of convergence زاويه انحراف (شبکه نقشه)، زاويه تقرب، زاويه پارالاکس
- approach clearance اجازه فرود، اجازه تقرب
- approachability دسترسي، قابليت تقرب
- approach line خط نزديک شدن به ساحل، خط تقرب به دشمن، خط مسير فرود
- line of approach راه وصول، راه تقرب به دشمن، مسير تقرب يا فرود
- angular parallax پارالاکس زاويه اي، تقرب زاويه اي ديد، شکست زاويه اي نور
- approach chart نقشه مسير فرود، نقشه تقرب هواپيما