تقلیدی معنی انگلیسی apish emulative imitation imitative mimetic secondary واژههای انگلیسی با این معنی imitative تقليدي، واگيره اي، تقليدکننده mimetic تقليدي، واگيره اي، تقليد کننده mimetically تقليدي، واگيره اي، تقليد کننده mimic تقليدي، بوزينه خو، تقليد کننده mimicked تقليدي، بوزينه خو، تقليد کننده mimicker تقليدي، بوزينه خو، تقليد کننده mimicking تقليدي، بوزينه خو، تقليد کننده epigonic تقليدي. epigonous تقليدي. margarine کره تقليدي، بدل کره immitation effect اثر تقليدي imitative arts هنرهاي تقليدي imitative words واژه هاي تقليدي، مورموريا غرغر کردن onomatopoeia نام گذاري به تقليدصداتسميه تقليدي، نام ياواژه اي که ازتقليدصدادرست شده onomatopoetic نام گذاري به تقليدصداتسميه تقليدي، نام ياواژه اي که ازتقليدصدادرست شده onomatopoetically نام گذاري به تقليدصداتسميه تقليدي، نام ياواژه اي که ازتقليدصدادرست شده oleomargarine کره تقليدي که از گوشت گاو درست مي کنند onomatopoeic به تقليد صدغا درست شده، تقليدي echoic به تقليدصدادرست شده، تقليدي margarin مارگارين، کره تقليدي، کره نباتي. knockoff تقليد، لباس تقليدي، لباس کپي شده echoism نام گذاري به تقليدصدا، تسميه تقليدي inimitability بي مانندي، غير قابل تقليدي imit مخفف:، تقليد، تقليدي