تقویم کردن معنی انگلیسی appraise assess values واژههای انگلیسی با این معنی appraise تقويم کردن، ديد زدن، قيمت کردن apprize تقويم کردن، ارز کردن، ديد زدن misestimate غلط براورد کردن، بناحق تقويم کردن.، برآورد غلط evaluate ارزيابي کردن، قيمت کردن، تقويم کردن evaluator ارزيابي کردن، قيمت کردن، تقويم کردن